اگر پزشك به تكاليف خود عمل كند شغل پزشكي عبادت است .امام خميني (ر ه)
      سبز آبي فيروزه اي قرمز بنفش بنفش روشن نارنجي نقره اي سياه
 روان شناسي
رابطه رفاقت و سلامت روان

شناسه : P019_132
دوشنبه 23 آذر 1388
تعداد بازديد:311
آيا داشتن دوست و رفيق با سلامت روان رابطه دارد؟بله؛ واقعيت اين است كه افراد برخوردار از كاركرد مطلوب فقط به بشريت عشق نمي‌ورزند،

روان‌شناسي رفاقت در گفتگو با دكتر حسين ابراهيمي‌مقدم روان‌شناس

آيا داشتن دوست و رفيق با سلامت روان رابطه دارد؟بله؛ واقعيت اين است كه افراد برخوردار از كاركرد مطلوب فقط به بشريت عشق نمي‌ورزند، بلكه به تعدادي از آدميان نيز عميقا علاقه‌مند هستند. به عقيده اغلب نظريه‌پردازانِ خودشكوفايي و كمال، كساني كه از لحاظ رواني كاركرد خوبي دارند، قادرند پيوندهاي عاطفي و صميمانه ويژه‌اي با برخي از افرادي كه دورو برشان هستند برقرار كنند. تعدادي از پژوهش‌ها نشان مي‌دهد كه اين روابط خاص براي آنها اهميت زيادي نيز دارد.: آيا مي‌توانيد به پژوهش‌هايي در اين زمينه اشاره كنيد؟

البته! در پژوهشي ديده‌ ‌شد كه اكثر قريب به اتفاق افراد در پاسخ به سوال «چه چيزي زندگي شما را ارزشمند مي‌سازد؟» از «روابط صميمي» نام برده بودند. در پژوهش‌ ديگري متوجه شديم كه براي بسياري از مردم، برخورداري از يك ازدواج موفق و زندگي خانوادگي خوب و دوستان صميمي، مهم‌تر از كار و سرپناه و امنيت مالي است. در پژوهش ديگري كه زمينه‌يابي گسترده‌اي راجع به عوامل مربوط به شادكامي و خوشبختي بود اين نتيجه به دست آمد كه: «هيچ دستورالعمل ساده و ويژه‌اي براي ايجاد شادكامي و خوشبختي در آدم‌ها وجود ندارد اما اين پژوهش روي‌هم‌رفته حاكي از آن است كه تقريبا همه انسان‌ها يك نوع رابطه خشنودسازنده و صميمي را ضروري مي‌دانند.»: يعني «با ديگران بودن» عامل اصلي دوري از تنهايي است؟

واقعيت اين است كه درمان تنهايي به اين صورت نيست كه در دور و بر ديگران باشيم يا حتي شبكه‌اي از انسان‌ها وجود داشته باشد تا بتوانيم با آنها دايما سخن بگوييم بلكه درمان آن در نوعي رابطه خاص نهفته است. به عبارتي، درمان تنهايي منوط به نوع خاصي از روابط است. با برقراري اين روابط، تنهايي به سرعت و بدون هيچ‌گونه ردي مضمحل خواهد گشت، چنان كه گويي وجود خارجي نداشته است. : منظور از اين رابطه چيست؟

يعني نوعي رابطه كاملا صميمانه. رابطه صميمانه نوعي رابطه است كه ويژگي آن عبارت است از تماس‌هاي غيررسمي و دايمي در طول يك دوره زماني گسترده، همراه با خودفاش‌سازي دو جانبه، محبت و عطوفت، انباشت پاداش‌ها، احساس بي‌طرفي و عدالت از آن رابطه. ضمنا اين روابط از ويژگي علاقه‌مندي، عشق، اعتماد و اين تصور كه رابطه موردنياز حايز اهميت و بي‌همتاست، برخوردارند.: آيا چنين رابطه صميمانه‌اي مي‌تواند جاي عشق را در زندگي آدم‌ها پر كند؟

البته يك دوستي بسيار صميمي، بسياري از همان پاداش‌هايي را كه توسط عشق رمانتيك ارايه مي‌شود، فراهم مي‌آورد ولي فرد سالم دوستان صميمي و ازدواج عاقلانه و عاشقانه را در كنار يكديگر دارد. البته دوستان مي‌توانند به يكديگر كمك كنند و همديگر را مورد حمايت عاطفي قرار دهند. مثلا در پژوهشي مشخص شد كه 51 درصد از افراد تحت بررسي اظهار داشته‌اند كه در زمان بحران بيشتر احتمال دارد براي كمك به سراغ دوستان خود بروند. در پژوهش ديگري مشخص شد افرادي كه از كاركرد رواني خوبي برخوردارند بيشتر احتمال مي‌رود كه دوستان نزديك و صميمي داشته باشند تا كساني كه كاركرد ضعيفي دارند.پس به نظر مي‌رسد بسياري از ويژگي‌هايي كه خصيصه عشق رمانتيك هستند خصيصه روابط خوب نيز به شمار مي‌آيند. من در يكي از بررسي‌هايم متوجه شدم بيشتر افراد، خواستار دوستاني هستند كه رازهاي آنها را محفوظ نگه داشته و محبت و حمايت عاطفي براي آنها فراهم ‌آورند. در يك رابطه دوستانه خوب و صميمي، آدميان احساس مي‌كنند كه مي‌توانند طبيعي عمل كرده و نيازي به نقش بازي كردن نداشته باشند؛ به قول ژرمن دو استل: «وقتي صميميت به نقطه‌اي مي‌رسد كه شخص از بازي‌هاي كودكانه، تحمل شوخي‌ها و بسياري‌ جزييات كوچكي كه فقط براي او و دوست‌اش معنا دارد احساس شادكامي مي‌كند، دل او در بند هزاران گره اسير مي‌شود و هر تك‌واژه، هر ژست و حتي گذراترين اشاره‌اي به اين خاطرات شيرين نيز كافي است كه آن را تا پايان كار دنيا به ياد آورد.»: چه عواملي در انتخاب دوست تاثيرگذار است؟

ما آدم‌ها به احتمال زياد با افرادي دوست مي‌شويم كه در مجاورت نزديك با ما كار يا زندگي مي‌كنند و با ما آشنا مي‌شوند. يكي از دلايلي كه مجاورت اهميت دارد اين است كه افرادي كه نزديك هم زندگي مي‌كنند، فرصت‌هاي مكرري براي پي بردن به اين موضوع دارند كه ويژگي‌هاي مشترك زيادي با هم دارند. دليل ديگرش «اثر مواجهه صرف» است؛ يعني اين اصل كه هر چه بيشتر با يك نفر يا با يك چيز در تماس باشيم، بيشتر گرايش داريم كه آن فرد يا آن چيز را دوست داشته باشيم. البته مي‌توانيد به موارد استنثا نيز فكر كنيد؛ مثلا تماس مكرر با بيماري باعث نمي‌شود كه آن را دوست داشته باشيد. با اين حال، مواجهه صرف مي‌تواند يك چيز «خنثي» را به يك چيز «دوست داشتني» تبديل كند؛ ولي اينكه دقيقا چرا، معلوم نيست!: اين بيت كه «كبوتر با كبوتر باز با باز/ كند هم‌جنس با هم‌جنس پرواز» از نظر شما تا چه حد درست است؟

خيلي زياد! اغلب دوستان صميمي از نظر جذابيت فيزيكي، عقايد سياسي و مذهبي، هوش، تمايلات تحصيلي و نگرش‌ها به هم شباهت دارند. البته انتخاب دوست براي گروه‌هاي اقليت مي‌تواند مشكل باشد. اگر گروه قومي يا مذهبي شما در جايي كه زندگي مي‌كنيد خيلي در اقليت باشد، دوستان و شريكان رمانتيك بالقوه شما نيز ممكن است به افرادي در گروه‌تان محدود شود كه تمايلات مشتركي با شما دارند. : يعني ما در صورتي افراد را بيشتر دوست داريم كه بدانيم عقايد و نگرش‌هاي آنها شبيه عقايد و نگرش‌هاي خودمان است؟

البته نه به اين صراحت! ولي به هر حال، شما احتمالا اغلب افرادي را كه ملاقات مي‌كنيد دوست داريد، مگر اينكه دليلي براي تغيير دادن قضاوت خود داشته باشيد. با وجود اين، اعتقاد داريد كه عقايد و اعمال شما به‌هنجار و درست هستند. بنابراين عدم توافق با كسي، احترام شما را به او كاهش مي‌دهد؛ در حالي كه توافق مي‌تواند احترام شما را بيشتر ‌كند.: يعني اگر طرف مقابل، ما را تاييد نكند؛ به عنوان دوست‌ انتخاب‌اش نمي‌كنيم؟

خب، فرض كنيد كه در يك تحقيق شركت كرده‌ايد كه ابتدا از شما مي‌خواهند خودتان را توصيف كنيد. بعد 2 نفر، واكنش‌هاي خود را به شما نشان مي‌دهند. نفر اول مي‌گويد: «شما به نظر من، آدم خوشايند و روراستي هستيد؛ باهوش و شوغ‌طبع‌ايدو عقايد جالبي داريد.» اما نفر دوم مي‌گويد: «من از اينكه خشن باشم بيزارم ولي صادقانه مي‌گويم كه شما آدمي سطحي به نظر مي‌رسيد كه سعي داريد تاثيرگذار باشيد ولي در اين كار موفق نيستيد.» شما كدام يك را به عنوان شريك يا دوست احتمالي‌تان انتخاب خواهيد كرد؟ پاسخ، بديهي است: «نفر اول را!» با اين حال، خيلي از افرادي كه عزت نفس پاييني دارند، نفر دوم را انتخاب خواهند كرد كه آنها را پايين‌تر ارزيابي كرده است. از قرار معلوم، افرادي كه خود را دست‌كم مي‌گيرند، هم‌نشيني با كساني را ارضا‌كننده مي‌دانند كه در اين عقيده پايين با آنها سهيم باشند. حتما مي‌توانيد به صدمه بالقوه‌اش فكر كنيد. كسي كه ارزيابي پايين از او شده است دوستاني را انتخاب خواهد كرد كه مرتبا از او عيب‌جويي مي‌كنند. در نتيجه، عزت‌نفس او باز هم پايين‌تر مي‌آيد.: آيا عاملي هم براي تداوم اين دوستي‌ها وجود دارد؟

البته در اين مورد، نظريه‌اي تحت عنوان «تبادل»يا «اصل انصاف» وجود دارد. بر اين اساس، روابط اجتماعي، معامله‌هايي است كه در آنها انگار افراد، كالاها و خدماتي را مبادله مي‌كنند. به طور كلي، افرادي كه چيز كمتري براي ارايه دارند ضروريات كمتري را تعيين مي‌نمايند. رابطه به صورتي كه در تجارت وجود دارد، در صورتي خيلي استوار است كه هر دو نفر معتقد باشند كه اين معامله، منصفانه است. اگر هر دو دوست به طور برابري باهوش بوده، به طور متساوي در امور مالي و كارهاي مرتبط با هم (مثلا هنگام رفتن به پيك‌نيك يا سفر) مشاركت داشته باشند و الي آخر، معامله كردن منصفانه، آسان‌تر است. در خيلي از دوستي‌ها، يك دوست به يك طريق و ديگري به طريق ديگر، به دوستي كمك مي‌كند. اين ترتيبات نيز منصفانه به نظر مي‌رسد؛ گو اينكه اطمينان يافتن از آن دشوارتر است. اصل انصاف در حالي كه افراد مشغول برقرار كردن روابط دوستانه هستند به راحتي اجرا مي‌شود ولي بعدا قابليت اجرايي آن كمتر است؛ براي مثال، امكان دارد كه شما از دوست ديرينه خود در طول يك بيماري طولاني پرستاري كنيد، بدون اينكه نگران باشيد كه اين معامله‌اي منصفانه است يا نه.: با اين حال، بيشتر خانواده‌ها چندان مايل نيستند كه يكي از اعضاي خانواده، زياد سراغ دوستان‌اش برود؛ چرا؟

بايد بين داشتن دوست و رفيق‌بازي تمايز قايل شد. واقعيت اين است كه داشتن دوست در دوران كودكي به افزايش تجربه و استقلال در كودك منجر مي‌شود. معمولا بچه‌ها با وجود داشتن دوست، باز هم براي نظر والدين خود، بيشتر اهميت قايل مي‌شوند. در دوران نوجواني معمولا گروه دوستان تاثير زيادي در طرز تلقي و نگاه فرد به زندگي داشته و معيارهاي او را تحت تاثير قرار مي‌دهند. خيلي از نوجوان‌ها به نظرات گروه دوستان خود حتي بيشتر از خانواده اهميت مي‌دهند. اگر گروه دوستان از افرادي سالم و مثلا درس خواندن و مذهبي انتخاب شده باشند، معمولا مشكل خاصي پيش نمي‌آيد، ولي زماني كه به اصطلاح دوستان ناباب باشند، مثل گروه دوستان معتاد، درس نخوان، بزهكار، خانواده ستيز و... اين رابطه مي‌تواند تبعات بسيار بدي در پي داشته باشد چرا كه نوجوان الگوهاي فكري دوستان را مال خود كرده و حتي براي آن سر و دست مي‌شكند. اينجاست كه دوست‌بازي و رفيق‌بازي خيلي مخاطره‌آميز مي‌شود.: گاهي اين رفيق‌بازي در دوران جواني و بعد از ازدواج هم ديده مي‌شود!

البته معمولا انتظار داريم فردي كه خودش را كانديداي ازدواج مي‌كند به درجه‌اي از پختگي و استقلال رسيده باشد كه بتواند مستقلانه فكر كرده و براي زندگي‌اش تصميم بگيرد. ضمنا اينكه فرد، دوستان خوبي داشته باشد و در مواقع سختي و خوشي دوره‌هايي از زندگي‌اش را با آنها سپري كند، خالي از اشكال است. بديهي است فرد سالمي كه ازدواج مي‌كند بايد زندگي خانوادگي مستقلي داشته و بتواند كانون خانوادگي گرم و پرمهر و محبتي را فراهم آورد. اگر كسي نتوانست تعادل برقرار كند و مثلا بيش از اندازه به دوستان‌اش بها داد و وقت بيشتري را با آنها سپري ‌كرد، قطعا تاثير نامطلوبي بر زندگي خانوادگي‌اش خواهد گذاشت ولي فرد سالمي كه در كانون گرم خانوادگي‌اش، دوستان خوبي هم دارد و مي‌تواند تعادل و توزان مناسبي از اين روابط داشته باشد، از وضعيت رواني بهتري برخوردار خواهد بود.


█ مطالب مرتبط :
■ فراموشي نعمت خداست!
■ خاطرات تلخ را دوره نكن
■ فرق روا‌نشناسان و روانپزشكان
■ روش‌هايي براي كاهش استرس
■ كدام خيال‌پردازي‌ها مفيدند؟
■ تاثير مثبت مذهبي بودن بر سلامت روان
■ تمايل به آرايش زياد ناشي از اعتماد به نفس ضعيف است
■ فايده دوست خوب
يکشنبه 14 شهريور 1389
ورود به سايتورود به سایت


نام کاربري:

رمز عبور:


« ثبت نام در سايت »

ورود به سايتنظرات و پيشنهادات


نام و نام خانوادگي:

پيام نگار:

نظرسنجينظرسنجی

نظرسنجياصلاح الگوي مصرف به چه معناست؟

درست مصرف كردن.
كم مصرف كردن عاقلانه.
نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور است.

[+] مشاهده نتايج