شناسه : P019_131
دوشنبه 23 آذر 1388
تعداد بازديد:381

احتمالا شما هم افرادي را ديدهايد كه بدجوري با گذشته خود درگيرند. پيوسته به اين فكر ميكنند كه چرا اين اتفاق افتاد و آن اتفاق نيفتاد،
دكتر سيدوحيد شريعت/ روانپزشك و عضو هيات علمي دانشگاه ايران
به اين خواننده گرامي توصيه ميكنم اين يادداشت را با تامل بخوانند. اگر شما يك روز غول چراغ جادو را پيدا ميكرديد، چه چيزي از او ميخواستيد؟ آيا ميخواستيد شما را پولدارترين فرد روي زمين كند، آنقدر قدرتمند شويد كه توانايي انجام هر كاري را داشته باشيد يا شايد هم ميخواستيد كاري كند كه باهوشترين انسان شويد يا حافظهتان آنقدر قوي شود تا هر چيزي را كه ياد ميگيريد، هيچوقت فراموش نكنيد؟ هر كدام از اين آرزوها را كه انتخاب ميكرديد، اين احتمال وجود داشت كه پس از مدتي از آن پشيمان شويد، اما از يك چيز مطمئنم و آن اينكه با انتخاب گزينه قويترين حافظه بدون ترديد پس از مدتي علاوه بر پشيماني، از زندگي سير ميشديد! بله، به درستي، فراموشي، نعمت خداست! اينكه ما با گذشت زمان ميتوانيم اتفاقات بد، آنچه از دست دادهايم، فقدان عزيزان و ساير ناملايمات زندگيمان را فراموش كنيم، نعمت بزرگي است... اما احتمالا شما هم افرادي را ديدهايد كه بدجوري با گذشته خود درگيرند. پيوسته به اين فكر ميكنند كه چرا اين اتفاق افتاد و آن اتفاق نيفتاد، چرا اين كار را كردم يا آن كار را نكردم، اين را گفتم يا آن را نگفتم و.... پس اين نعمت فراموشي چرا در اينجا به كمكمان نميآيد و خاطرات بد را پاك نميكند؟ آيا گفتن اين جمله حكيمانه كه «گذشتهها گذشته و بايد به فكر آينده بود» كمكي ميكند؟ احتمالا نه؛ چرا كه اين افراد تاكنون بارها اين حرفها را شنيدهاند ولي مشكلشان همچنان باقي است. پس چه ميشود كرد؟ آيا راهي وجود دارد كه بتوان ذهن را از اين خاطرات رها ساخت؟ آيا ميتوان كاري كرد كه افراد به جاي غصه خوردن، گذشته خود را به عنوان كتابي از خاطرات بنگرند كه بايد از اشتباهات و ناكاميهايش درس گرفت؟ براي اينكه به اين آرمان رويايي نزديك شويم اول بايد به اين سوال جواب داد كه علت ايجادكننده مشكل چيست و آيا ميتوان آن را برطرف كرد؟ بديهي است كه انتظار داشته باشيم با برطرف شدن علت، مشكل از بين برود. پيچيدگي انسان باعث ميشود كه براي اين معما تنها به دنبال يك پاسخ نباشيم. علل متعددي ممكن است باعث اين مساله شوند. براي مثال، مشخص شده موقعي كه غمگين هستيم افكار منفي ما بيشتر ميشود و بيشتر به چيزهاي منفي فكر ميكنيم. يا موقعي كه مضطربايم افكار نگرانكننده بيشتري به سراغمان ميآيد. بيماريهاي ديگري مانند وسواس و برخي از اختلالات شخصيت هم ممكن است با افكار ناراحت كننده و يا اشتغالات ذهني خاص همراه باشند. البته نميخواهم بگويم كه هر كسي دچار اين افكار ناراحت كننده باشد بيمار است، بلكه ممكن است در شرايط ديگري كه تحت استرس قرار ميگيريم هم به وضعيت مشابهي دچار شويم. پس شايد برخي اقدامات مانند كاهش استرس (اگر ممكن باشد)، استفاده از روشهاي تن آرامي (ريلاكسيشن) و ايجاد مشغوليتهاي جايگزين مانند ورزش بتواند كمك كننده باشد و مثل هميشه اگر مشكل در حدي ناتوان كننده يا شديد باشد كه باعث اختلال واضح در زندگي فرد شود يا ساعتهاي زيادي فرد را به خود مشغول نگه دارد، حتما نياز به بررسي بيشتر و احتمالا درمان دارد.
█ مطالب مرتبط :
■ خاطرات تلخ را دوره نكن







