اگر پزشك به تكاليف خود عمل كند شغل پزشكي عبادت است .امام خميني (ر ه)
      سبز آبي فيروزه اي قرمز بنفش بنفش روشن نارنجي نقره اي سياه
 روان شناسي
خاطرات تلخ را دوره نكن

شناسه : P019_130
دوشنبه 23 آذر 1388
تعداد بازديد:460
خيلي از مسايل در گذر زمان حل مي‌شوند. بعضي از ما دلمان مي‌خواهد به گذشته‌ها برگرديم اما بعضي ديگر هرگز دوست ندارند

پاي حرف‌هاي بدري‌سادات بهرامي روان‌شناس و دكتر سيدوحيد شريعت روان‌پزشك

خيلي از مسايل در گذر زمان حل مي‌شوند. بعضي از ما دلمان مي‌خواهد به گذشته‌ها برگرديم اما بعضي ديگر هرگز دوست ندارند گذشته‌هاي تلخ‌شان را تكرار كنند. در هر دو صورت، هيچ كس نمي‌تواند فيلم زندگي خود را به عقب برگرداند. گذشته‌ها گذشته و ديگر برنمي‌گردد. با گذشت زمان، خيلي از بحران‌هايي كه در زندگي داشته‌ايد پشت سر گذاشته‌ايد، دوران‌هاي سختي مانند دوري از عزيزان، بحران اقتصادي و ورشكستگي، بيماري خانواده و فرزند و روزهايي كه مثلا مجبور بوده‌ايد دايم از اين بيمارستان به بيمارستاني ديگر برويد. گذر زمان، خيلي از مسايل را حل مي‌كند. شايد تا به حال برايتان اتفاق افتاده باشد كه با مرور خاطرات تلخ و شيرين گذشته، آهي بكشيد و به يكديگر بگوييد گذشته‌ها را بايد فراموش كرد. ولي آيا واقعا مفهوم «گذشته‌ها گذشته» اين است كه بايد آن را فراموش كنيم؟ اصولا آيا امكان به فراموشي سپردن گذشته‌هايمان وجود دارد؟ گذشته زندگي ما جزو زندگي‌مان است. اگر بتوانيم آن را به فراموشي بسپاريم، آيا درست عمل كرده‌ايم؟

از نگاه ديگر و با اينكه «گذشته‌ها گذشته»؛ خيلي از مردم هنوز در گذشته خود زندگي مي‌كنند يا ديگران آن‌قدر در گذشته‌هاي آنها كنكاش مي‌كنند كه وادار مي‌شوند همواره آن تلخي‌ها را مرور كنند. واقعا چه‌طور بايد با گذشته‌ها رابطه برقرار كرد؟ داستان اين هفته ما كه با همراهمي بدري سادات بهرامي (روان‌شناس) و دكتر سعيد شريعت (روان‌پزشك) است، در همين رابطه است.

قصه از كجا شروع شد؟

10 سال از آن روزهاي تلخ و عذاب‌آوري كه ورشكست شده بودم و در شرايط اقتصادي بسيار بدي به سر مي‌بردم، مي‌گذرد. در تمام اين سال‌ها با تلاش شبانه‌روزي و تحمل سختي‌هاي فراوان توانستم دوباره اوضاع زندگي‌ام را سامان دهم. به لطف خدا اكنون شرايط خوبي دارم و پسرم 12 ساله شده است. او هرگز به ياد نمي‌آورد كه وقتي 2 ساله بود مادرش مرا به دليل ورشكسته شدن تنها گذاشت و به خانه پدرش رفت. البته با بهبود اوضاع زندگي‌ام توانستم همه چيز را به جاي اول برگردانم و همسرم نيز به خانه برگشت. خلاصه اينكه آن گذشته‌هاي سخت گذشت و با اينكه هيچ تمايلي ندارم رفيق نيمه راه بودن همسرم را به او يادآور شوم اما او مدام در حضور پسرم تاكيد مي‌كند مبادا دوباره از نظر مالي ريسك كنم و آن روزهاي بي‌پولي و نداري تكرار شود. با اينكه موفق عمل كردم اما ريسكي كه در جواني به ورشكستگي‌ام منجر شد و به قول همسرم در اثر بي‌عرضگي من در مديريت كارها بود مانند يك چماق مدام بر سرم كوبيده مي‌شود. اين شيوه رفتاري او اعتماد به نفسم را كم مي‌كند. بارها از او خواسته‌ام گذشته‌ها را فراموش كند و به جاي تحقير من در حضور پسرمان، به او بگويد كه پدرش با سن كمي كه داشت و بدون پشتوانه مالي و انساني دوباره دست بر زانو گذاشت و برخاست. اين رفتارش باعث شده كم بياورم و مدام در ذهنم يادآوري شود كه چطور مرا تنها گذاشت. به جاي لذت بردن از زندگي امروزم، دايم در حال «اي كاش، اي كاش» هستم كه چه مي‌شد مي‌توانستم به آن روزها برگردم و هرگز اجازه ندهم پولم را بخورند. اگر امكان داشت اين آرزويم برآورده شود يا نقطه ضعفي هم دست همسرم و خانواده‌اش نداشتم كه بتوانند با توسل به آن، گذشته‌ را به رخم بكشند. احساس خستگي مي‌كنم، چه‌طور مي‌توانم از ياد همه ببرم چه گذشته‌اي داشتيم؟ (علي.م)

نظر كارشناس

اينكه مي‌گويند گذشته‌ها گذشته، مفهوم جالبي دارد كه از دو جهت قابل بررسي است. گذشته ما از اين جهت گذشته كه قابل دخل و تصرف‌ نيست و ديگر نمي‌توانيم كاري برايش بكنيم، اما در نگاهي دقيق و از سوي ديگر، گذشته‌ها نگذشته چون ما نمي‌توانيم آنها را فراموش كنيم. گذشته‌ها در ذهن ما به عنوان درس زندگي و نكته‌هاي عبرت‌آموز وجود دارند و اين درس‌ها هستند كه باعث هموار شدن زندگي آينده‌ ما خواهند شد. گذشته‌ها را بايد در پس زمينه ذهني‌تان داشته باشيد و از اشتباهات آن درس بگيريد ولي بدانيد كه هرگز قابل برگشت نيستند. لازم است در ابتدا به اين آقاي محترم و همسرشان يك نكته مهم را يادآوري كنم.

از آنجا كه انسان‌ها عوض مي‌شوند و رفتارهاي اجتماعي، عاطفي و رواني آنها در طول مدت زمان پخته‌تر مي‌شود و تغيير مي‌كند، نبايد گذشته يك آدم را مثل قفسي براي او در نظر بگيريم و او را به گذشته‌اش الصاق كنيم. اينكه بگوييم اين فرد ذاتا همين‌گونه است و مدام ناپختگي گذشته‌اش را بر سر او بكوبيم، در واقع شانس تغيير و ساختن زندگي آينده را از او گرفته‌ايم. همسر علي آقا بايد بداند با الصاق گذشته همسرش بر سينه او نه تنها شانس تغيير و بهتر شدن را از او مي‌گيرد بلكه غيرمستقيم به فرزندش مي‌آموزد كه اگر مرتكب اشتباهي شدي، هيچ جايي براي جبران نداري و اگر هم بتواني كاملا آن اشتباه را جبران كني (مانند علي آقا كه واقعا با پشتكار و به دور از افسردگي و درماندگي از نو شروع كرده است) ديگران تو را همواره با همان چهره بازنده و مغلوب خواهند شناخت. اين خانم محترم بايد بداند كه انسان‌ها در هر مقطع از زندگي با توجه به شرايط، نيازها و تجارب و موقعيت‌هايشان تصميم مي‌گيرند و عمل مي‌كنند و انجام يك اشتباه در گذشته دليل بر اين نيست كه فرد در همين ناآگاهي و بي‌تجربگي خواهد ماند. اگر ما افراد را هميشه با گذشته‌شان بسنجيم، در حقيقت فرصت تغيير را از آنها گرفته‌ايم و اين يك رفتار اشتباه است.

چه بهتر بود كه شما در آن روزگار سخت و شرايط مالي دشوار كنار همسرتان مي‌مانديد و روحيه‌اش را تقويت مي‌كرديد تا سريع‌تر از اينها بتواند دوباره روي پايش بايستد و از عوارض ورشكستگي رها شود، اما هنوز هم دير نشده و بايد خودتان را اصلاح كنيد. بايد از اينكه شانس زندگي دوباره در كنار شوهر و فرزندتان را داريد خوشحال باشيد. چه بسيارند مرداني كه در شرايط مشابه همسر شما دچار سرخوردگي شده و به جاي يافتن راه‌حل منطقي و روي آوردن به تلاش دوباره، از افسردگي و افتادن در دام افراد ناسالم و اعتياد و... سر در مي‌آورند. به او افتخار كنيد و به فرزندتان آموزش دهيد كه نبايد دنبال هر شكستي در زندگي نااميد شد و دوباره بايد از نو ساخت. در اين ايميل كوتاه مشخص نمي‌شود داستان از چه قرار بوده. شايد بهتر باشد مشاوره بگيريد و به جبران اينكه در گذشته تنهايش گذاشتيد، امروز همراهش شويد تا مبادا دوباره مرتكب اشتباهي شود و دچار بحران اقتصادي شويد.

يك صحبت هم با علي آقا دارم. گذشته‌ها گذشته اما خاطرات آن، خصوصا بر اساس بار عاطفي و رواني كه در زندگي ما به جا گذاشته‌اند، در ذهن افراد خواهد ماند و ما بايد از آنها درس بگيريم و آينده را به صورتي بهتر بسازيم نه اينكه با آن خاطره‌ها دورمان قابي بكشيم و خود را محصور كنيم. شما هم سعي كنيد از تجربيات خود براي اتخاذ تصميم درست در زندگي امروز، چه در زمينه كار و چه زندگي خانوادگي استفاده كنيد. اگر قرار باشد تصميمي بر مبناي ناپختگي بگيريد و يا رفتاري مشابه آنچه در گذشته به غلط انجام داده‌ايد دوباره تكرار كنيد، ديگران گذشته را به يادتان مي‌آورند و قصدشان اين است كه شما را متوجه اشتباهات‌تان در آن ايام كنند، نه اينكه قصد آزار شما را داشته باشند. اگر اصلاح رفتار و كردارتان نيازمند فراگيري مهارت‌هاي خاصي است، بهتر است همين امروز براي آموزش و فراگيري آن مهارت‌ها اقدام كنيد. اگر هم نيازمند اطلاعات بيشتر در زمينه مسايل اقتصادي و كاري‌تان هستيد باز هم مي‌توانيد از منابع آگاه آن را كسب كنيد. با خودتان روراست باشيد. آيا واقعا اتفاق افتاده كه دوباره و دوباره يك اشتباه را مرتكب شويد؟ اگر چنين است، بايد علت آن را كشف كنيد و درمان نماييد. گاهي عدم فراگيري مهارت‌هاي خاص و گاهي تيپ خاص شخصيتي افراد عامل اين مساله هستند. اگر شما همچنان به اشتباهات گذشته ادامه دهيد ديگران خواهند گفت: «تو هنوز همان آدمي هستي كه چنين و چنان بودي» و به اين صورت گذشته را بر سرتان مي‌كوبند. اگر كسي در گذر زمان حركت رو به جلو داشته باشد، مي‌تواند از گذشته و اشتباهاتش فاصله بگيرد و به آينده موفق خود كه بر پايه تجربيات گذشته بنا نهاده است، اميدوار باشد.فراموشي نعمت خداست!به اين خواننده گرامي توصيه مي‌كنم اين يادداشت را با تامل بخوانند. اگر شما يك روز غول چراغ جادو را پيدا مي‌كرديد، چه چيزي از او مي‌خواستيد؟ آيا مي‌خواستيد شما را پولدارترين فرد روي زمين كند، آن‌قدر قدرتمند شويد كه توانايي انجام هر كاري را داشته باشيد يا شايد هم مي‌خواستيد كاري كند كه باهوش‌ترين انسان شويد يا حافظه‌تان آن‌قدر قوي شود تا هر چيزي را كه ياد مي‌گيريد، هيچ‌وقت فراموش نكنيد؟ هر كدام از اين آرزوها را كه انتخاب مي‌كرديد، اين احتمال وجود داشت كه پس از مدتي از آن پشيمان شويد، اما از يك چيز مطمئنم و آن اينكه با انتخاب گزينه قوي‌ترين حافظه بدون ترديد پس از مدتي علاوه بر پشيماني، از زندگي سير مي‌شديد! بله، به درستي، فراموشي، نعمت خداست! اينكه ما با گذشت زمان مي‌توانيم اتفاقات بد، آنچه از دست داده‌ايم، فقدان عزيزان و ساير ناملايمات زندگي‌مان را فراموش كنيم، نعمت بزرگي است.

اما احتمالا شما هم افرادي را ديده‌ايد كه بدجوري با گذشته خود درگيرند. پيوسته به اين فكر مي‌كنند كه چرا اين اتفاق افتاد و آن اتفاق نيفتاد، چرا اين كار را كردم يا آن كار را نكردم، اين را گفتم يا آن را نگفتم و.... پس اين نعمت فراموشي چرا در اينجا به كمك‌مان نمي‌آيد و خاطرات بد را پاك نمي‌كند؟ آيا گفتن اين جمله حكيمانه كه «گذشته‌ها گذشته و بايد به فكر آينده بود» كمكي مي‌كند؟ احتمالا نه؛ چرا كه اين افراد تاكنون بارها اين حرف‌ها را شنيده‌اند ولي مشكل‌شان همچنان باقي است. پس چه مي‌شود كرد؟ آيا راهي وجود دارد كه بتوان ذهن را از اين خاطرات رها ساخت؟ آيا مي‌توان كاري كرد كه افراد به جاي غصه خوردن، گذشته خود را به عنوان كتابي از خاطرات بنگرند كه بايد از اشتباهات و ناكامي‌هايش درس گرفت؟ براي اينكه به اين آرمان رويايي نزديك شويم اول بايد به اين سوال جواب داد كه علت ايجادكننده مشكل چيست و آيا مي‌توان آن را برطرف كرد؟ بديهي است كه انتظار داشته باشيم با برطرف شدن علت، مشكل از بين برود. پيچيدگي انسان باعث مي‌شود كه براي اين معما تنها به دنبال يك پاسخ نباشيم. علل متعددي ممكن است باعث اين مساله شوند. براي مثال، مشخص شده موقعي كه غمگين هستيم افكار منفي ما بيشتر مي‌شود و بيشتر به چيزهاي منفي فكر مي‌كنيم. يا موقعي كه مضطرب‌ايم افكار نگران‌كننده بيشتري به سراغمان مي‌آيد. بيماري‌هاي ديگري مانند وسواس و برخي از اختلالات شخصيت هم ممكن است با افكار ناراحت كننده و يا اشتغالات ذهني خاص همراه باشند. البته نمي‌خواهم بگويم كه هر كسي دچار اين افكار ناراحت كننده باشد بيمار است، بلكه ممكن است در شرايط ديگري كه تحت استرس قرار مي‌گيريم هم به وضعيت مشابهي دچار شويم. پس شايد برخي اقدامات مانند كاهش استرس (اگر ممكن باشد)، استفاده از روش‌هاي تن آرامي (ريلاكسيشن) و ايجاد مشغوليت‌هاي جايگزين مانند ورزش بتواند كمك كننده باشد و مثل هميشه اگر مشكل در حدي ناتوان كننده يا شديد باشد كه باعث اختلال واضح در زندگي فرد شود يا ساعت‌هاي زيادي فرد را به خود مشغول نگه دارد، حتما نياز به بررسي بيشتر و احتمالا درمان دارد.


█ مطالب مرتبط :
■ فراموشي نعمت خداست!
يکشنبه 14 شهريور 1389
ورود به سايتورود به سایت


نام کاربري:

رمز عبور:


« ثبت نام در سايت »

ورود به سايتنظرات و پيشنهادات


نام و نام خانوادگي:

پيام نگار:

نظرسنجينظرسنجی

نظرسنجياصلاح الگوي مصرف به چه معناست؟

درست مصرف كردن.
كم مصرف كردن عاقلانه.
نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور است.

[+] مشاهده نتايج